تبليغاتX
دل نوشته های کیمیا

دل نوشته های کیمیا

دل نوشته های کیمیا

چند نکته در مورد ارتباط با مردان

1. وقتی که خانه می باشد هرگز سر خودتان را به کار خانه گرم نکنید زیرا هیچ وقت مردی برای تمیزی خانه عاشقش نمی شود.

2. مردی که می گوید باید خودتان را لاغر کنید باید بدون بیهوشی سرش را برید.

3. اگر مردی متعهد می خواهید در تیمارستان به دنبالش بگردید.

4.اگر می گوید غذای ساده دوست دارد منظورش غذایی است که راحت خورده شود.

5. هیچ وقت با مردان پر مدعا ازدواج نکنید.

6. مردان همه مثل هم هستند فقط از نظر ظاهر تفاوت دارند.

7. ازدواج با یک مرد کچل دست و دلباز بهتر از ازدواج با یک مرد خوشتیپ خسیس است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 0:50  توسط کیمیا  | 

هستی من

نه هستیم رنگ هستی داشت.........نه شادیم رنگ مستی داشت
نه عیش و طرب در کامم................نه باده ای ناب در جامم

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 0:45  توسط کیمیا  | 

آدمک

آدمک آخر دنياست ، بخند

آدمک مرگ همين جاست ، بخند

آن خدايي که بزرگش خواندي

به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

دستخطي که تو را عاشق کرد

شوخي کاغذي ماست ، بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است

فکر کن گريه چه زيباست ، بخند

صبح فردا به شبت نيست که نيست

تازه انگار که فرداست ، بخند

راستي آنچه به يادت داديم

پر زدن نيست که درجاست ، بخند

آدمک نغمه ي آغاز نخوان

به خدا آخر دنياست ، بخند

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 0:0  توسط کیمیا  | 

نفرین

نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 اردیبهشت1385ساعت 23:43  توسط کیمیا  | 

سوت و کور

میون چند تا اتاقک سوت و کور خسته و خاموش

یه نفر نشسته تنها انگاری شده فراموش

دو تا چشم بارون نم نم می زنه به روی گونه

چقدر این دل غصه داره آه فقط خدا می دونه

از توی همون اتاقک قاصدک خبر میاره

یه نفر داره میمیره تنها این چه روزگاره

کی دلش این همه سنگه که اونو گذاشته رفته

خیلی ساله خیلی وقته نه یکی دو روز و هفته

مگه رفته از تو یادش تنها همدمش تو بودی

کوه پر صبر و تحمل واسه گریه هاش تو بودی

توی این روزا عزیزم منتظر باش بر میگرده

کوره ی داغ جدایی دیگه خاموش و سرده

باز میاد پیشت گل تو سر به زیر و پر خجالت

اما اینقدر تو بزرگی نداری هیچی شکایت

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 0:27  توسط کیمیا  | 

میمیرم برات

میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات

رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمی دونستیکه من میمیرم برات میمیرم برات

عاشقم هنوز نمی خوام که بمونی بسوزی به ساز دلم

گفتی من میرم نمی تونستی بری به فرداها گل خوشگلم

برو راهی نیست تا فرداها یار خوشگلم بمون با دلم

سفرت به خیر اگه میری از اینجا تک و تنها به یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور

سفرت بخیر برو گر شکستی ز من بتونی دوباره بساز

با دلی شکسته با نا امیدی تو بازم بساز

نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمی خوام ازت مثل یه شمع بسوزی تو حروم بشی

               

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 2:6  توسط کیمیا  | 

 

تقدیم به تک گل باغ زندگیم

                                                                              علیرضای عزیزم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 2:1  توسط کیمیا  | 

دوستم داشته باش

 

دوستم داشته باش بادها دلتنگ اند

دست ها بیهوده چشم ها بی رنگ اند

دوستم داشته باش شهرها می لرزند

برگ ها می سوزند یادها می گندند

باز شو تا پرواز سبز باش از آواز

آشتی کن با رنگ عشقبازی با ساز

دوستم داشته باش عطرها در راهند

دوستت دارم ها آه چه کوتاهند

دوستت خواهم داشت بیشتر از باران

گرم تر از لبخند داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت شاد تر خواهم شد

ناب تر روشن تر بارور خواهم شد

دوستم داشته باش برگ را باور کن

آفتابی تر شو باغ را از بر کن

دوستم داشته باش عطرها در راهند

دوستت دارم ها آه چه کوتاهند

خواب دیدم در خواب آب آبی تر بود

روز پر سوز نبود

خواب دیدم در تو رود از تب می سوخت

نور گیسو می بافت باغچه گل می دوخت

دوستم داشته باش .........................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 20:30  توسط کیمیا  | 

خدایا

خدایا تابوتم را در جای بلندی قرار بدهتا همه بدانند که از این دنیا رفته ام خدایا چادر سیاهی بر روی تابوتم

بینداز که من روی رنگی در این دنیا ندیده ام خدایا چشم هایم را باز بگذار تا همه بدانند که چشم انتظار

 از این دنیا رفته ام خدایا دستانم را باز بگذار تا همه بدانند دست در دست کسی سپرده ام خدایا صلیبی

 از یخ درست کنید و بر روی تابوتم بگذارید که با اولین طلوع خورشید آب شود و به جای آنکه دوستش

داشتم برایم گریه کند و در آخر نمی دانم جز این صلیب یخی چه کسی برایم اشک می ریزد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 20:17  توسط کیمیا  | 

 

سلام به دوستان و همراهان همیشگی من

خوب این عکس نیاز به توضیح زیادی نداره جریان اینا هم ناموسی هست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 10:48  توسط کیمیا  | 

LIFE

perishable

world has

sense of

queer

we live

in foreign

lands

and hear

a doleful

groan.

زندگی

زندگی رسم محجوبی دارد.

زندگی به وسعت آسمان بال و پری دارد.

زندگی تماشای باغ سرسبز است

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 0:29  توسط کیمیا  | 

وقتی که گفتی

روزی که گفتی دوستت دارم گفتم برایت میمیرم

وقتی گفتی با تو می مانم گفتم تا ابد

وقتی گفتی ترکم نکن گفتم هرگز

وقتی گفتی جز تو کسی را ندارم گفتم مثل من

وقتی گفتی بی تو میمیرم گفتم من هم

وقتی گفتی . . .

* * *

ولی امروز که می گویی تو را نمی خواهم چه بگویم؟ !

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 0:19  توسط کیمیا  | 

قورباغه ای که حرف دیگران را نشنید

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از انها به درون گودال عمیقی افتادند بقیه ی قورباغه ها که عمیقی گودال را دیدند گفتند دست از تلاش بردارید شما به زودی خواهید مرد .

دو قورباغه حرفهای آنها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند از گودال خارج شوند و در همان حال قورباغه های دیگر مرتب می گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید یکی از قورباغه ها حرف سایرین را پذیرفت و دست از تلاش برداشت و به ته گودال پرتاب شد ولی قورباغه ی دیگر دست از تلاش بر نداشت وبا تمام تلاش کوشید و در نهایت توانست از گودال خارج شود .وقتی سایرین با تعجب از او پرسیدند که مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست و در تمام راه فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 0:12  توسط کیمیا  | 

با سلام خدمت دوستان عزیزم گفتم شاید بد نباشه مقداری هم مطالب عاشقانه بنویسم گرچه از ما که گذشته واسه همینم مطالب کوتاه می نویسم

روزی از من پرسید برای چه زنده ای در حالی که در دل میگفتم برای تو گفتم برای هیچ و پرسیدم تو برای که زنده ای گفت برای همونی که برای هیچ زنده است

 

______________________________________________________________________________________________________________________________________________

 

نام تو را گل نهادم ترسیدم پژمرده شوی نام تو را خورشید نهادم ترسیدم غروب کنی نام تو را جانم نهادم تا اگر نباشی من هم نباشم

_____________________________________________________________________________________________________________________________________________

 

وقتی دلم برات تنگ می شه میرم پشت ابرا برات گریه می کنم پس هر وقت بارون اومد بدون دلم برات تنگ شده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 0:51  توسط کیمیا  | 

تفاوت زنان و مردان

ازدواج:زنان به امید این ازدواج می کنند که مرد تغییر کند و مرد به این امید ازدواج می کند که زن تغییر نکند.

موفقیت:مرد موفق آن است که بتواند درآمدی بیش از خرج خانم داشته باشد و زن موفق آن است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.

پایان رابطه:وقتی میان زن و مردی رابطه به پایان می رسد زن می نشیند با دوستانش درد دل می کند و در پایان هم می گوید که همه مرد ها این چنین هستند ولی مردان حاضر نیستند با هیچ کس حرفی بزند حتی با صمیمی ترین دوست خود و پس از گذشت مدتی نیمه های شب با خانم تماس می گیرد و می گوید با این که تمام زندگیم را خراب کردی و خیلی عذابم دادی باز هم یک فرصت داری که بر گردی.(طبق معمول وقتی آقایون پشیمون می شوند و می خواهند به قول خودمان منت کشی کنند یه بهانه ای پیدا می کنند و حاضر نیستند کم بیاورند.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 0:25  توسط کیمیا  | 

نعمت تنهایی

غروب تلخی بود او کوله بارش را بست و رفت به همین راحتی ! و در این آمدن و رفتن حتی نظر مرا هم جویا نشد . همچون نسیم آمد و طوفان گونه از زندگی ام رفت و روزگارم را همچون گذشته کویری کرد . شبها را با ترانه هایم به صبح می رساندم و روزها را با مرور خاطراتش شب می کردم . افسوس مدتها می گذرد نگاهم پشت پنجره بهار را نظاره کرد . گرمای تابستان را احساس کرد . برگهای زدر پاییزی را شمرد ولی هنوز جاده خالی است و او بر نگشته است . هنوز نگاه منتظرم چشم بر جاده رفتنش دوخته اما حتی دریغ از مشاهده سراب آمدنش . زمستان می شود من هنوزم چشم انتظارم !

تنهایی شاید نعمتی است از نعمتهای خداوند تنها بر این دلیل که قدر لحظات با هم بودن را بدانیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 0:21  توسط کیمیا  | 

زن بودن

 به زن بودن خود افتخار کنید

1. نام هر گل زیبایی را در طبیعت بر روی شما می گذارند.

2. تمام شاعران ایران در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند .

3. عمرتان بسیار طولانی است.

4. عشق و هنر ابداع شما است.

5. از نه سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می رسید و پسرها حالا حالا ها باید بدوند تا به پای شما برسند .

6. بهشت زیر پای شماست.

7. همیشه تمیز و نظیف و خوشبو هستید.

8. به وزنتان اهمیت می دهید و شکمتان زود تر از خودتان وارد اناق نمی شود .

9. مجبور نیستید به خواستگاری بروید و دیگران با کلی منت کشیدن و گل و شیرینی و هدیه باید اجازه حضور بگیرند .

10. حق تقدم با شماست.

11. هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید و از فرط حسادت کبود نشده و خون راه نمی اندازید .

12. ضعیف کش نیستید و دق و دلی خود را سر ضعیف تر از خود خالی نمی کنید.

توضیحات: برتری خانم ها نسبت به آقایون مد نظر بوده است امیدوارم که موفق شده باشم گرچه بر هیچ کس پوشیده نیست که خانم ها خیلی سر تراز نوشته های ساده من هستند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 0:30  توسط کیمیا  | 

روش حال گیری

خوب اینم ده روش توپ برای حال گیری امیدوارم به کار ببرید و نتیجه بگیرید

 

1. استفاده از سوسک و سایر حشرات پلاستیکی یکی از بهترین روش ها است.

2. وقتی سر سفره غذا هستید و بغلیتون زل زده به تلویزیون بهترین موقع برای خالی کردن نمک به غذایش است .

3. اگر سما بچه کوچک دارین سعی کنید جلوی باد کولر آن را عوض کنید تا دیگران هم از بوی خوش او کمال استفاده را ببرند.

4. روی دیوار همسایه که کاملا تمیز و سفید است بنویسید: لطفا این جا چیزی ننویسید

5. روی صندلی معلمتون چسب قطره ای بریزید.

6. چند دقیقه قبل از اینکه به مسافرت برید با دوستتان تماس بگیرید و با اصرار او را به منزل دعوت کنید.

7. یک ساندیس خالی را باد کنید و به دوستتان تعارف کنید.

8. روی بخاری کلاس درس کپسول آموکسی سیلین بریزید

9. کسی که از ماچ و بوسه بدش می آید را بوسه باران کنید آن هم از نوع آبدار.

10. ودر آخر ترقه را فراموش نکنید زیرا که کاربرد های فراوانی دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 0:29  توسط کیمیا  | 

عاشقی حیوانات

با سلام خدمت دوستان گلم

اینم عاشقی حیوانات

             

                   

 

          

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 0:27  توسط کیمیا  | 

خنده کن

ای که نداری زجهان جز گله نیست تو را یک سر مو حوصله

روی تو هر جا نگرم در هم است قلب تو پیوسته قرین غم است

بس که تو را هست غم بی شمار گشته ای افسرده و زار و نزار

خواهی اگر قلب تو روشن شود پیش تو عالم همه گلشن شود

در گذر از غصهو از اشک و آه خنده بکن از ته دل قاه قاه !!!

خنده به قلب تو صفا می دهد خنده به چشم تو ضیا میدهد

خنده به روی تو آب و رنگ می شوی اندر بر مردم قشنگ

خنده به هر لب که عیان می شود گر که بود پیر جوان می شود

خنده ز تن دور کند درد را خنده کند سرخ رخ زرد را

بین دو لب خنده چو گرددعیان غصه و غم را ببرد از میان

فایده خنده بود بیشمار چون من آزاده در این روزگار

ترک غم رفته و آینده کن خنده کن و خنده کن و خنده کن

                           

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 1:19  توسط کیمیا  | 

تقدیم با عشق به تک ستاره ی آسمان قلبم   

                                                               علیرضای عزیزم

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 1:6  توسط کیمیا  | 

  با سلام خدمت دوستان عزیز دوستان من قصد دارم تو این بلاگ عکس هم بزارم

هر عکسی که شما دوست دارین بگین براتون بزارم.

                                                    

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 0:23  توسط کیمیا  |