تبليغاتX
دل نوشته های کیمیا - چشم هایش

دل نوشته های کیمیا

دل نوشته های کیمیا

چشم هایش

دختر به پسر گفت : هميشه پيشم مي موني ، پسر گفت : آره ، دختر گفت حتي اگر بدوني که چشمم کوره ، پسر بازم گفت آره . بعد پسر به دختر گفت : اگر روزي چشمانت خوب بشه و بتوني ببيني تو پيش من مي موني ، دختر گفت بدون ترديد مطمئن باش ، به دختر خبر دادن که دو تا چشم براي پيوند زدن آمادست ، پيوند انجام شد دختر توانست ببيند . روز قرار با پسر ، دختر ديد که پسر کور است . پسر گفت حالا پيشم مي موني دختر گفت نه . پسر گفت : متاسفم . تو با اين چشم هاي آريه اي که هديه ايImage hosting by TinyPic از من بود فقط نگاه مي کن

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 0:6  توسط کیمیا  |