تبليغاتX
دل نوشته های کیمیا - شادی حرومه

دل نوشته های کیمیا

دل نوشته های کیمیا

شادی حرومه

رفتم و تنهات میذارم با یه دنیا گله واسه دست کشیدن از عشقت چاره شد فاصله

روزی که چشمات و دیدم چشم از همه بریدم اما دریغ از عشق تو

دیگه تمومه شادی حرومه به قلب خستم زدی نشونه جونم

دیگه نمی خوام دل دیوونه از خاطراتم چیزی بمونه جونم

ای وای از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو حیف از دلی که با جونم می رفت به راه تو

حالا که دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم می خوام بدونی چشمامو روی تو بستم

رفتی و قلب تو تنهاست بین این همه سیاهی حالا ببین بدون من چه سخت بی پناهی

روزی که دل کندی از من گفتی آسون رفتن اما دریغ از عشق من

دیگه ندارم عشقت به سینه رو قلب زخمیم نشسته کینه ای وای

دیگه نمی خوام بمونه یادم عشق سیاهت داده به بادم ای وای

ای وای از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو حیف از دلی که با جونم میرفت به راه تو

حالا که دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم می خوام بدونی چشمامو روی تو بستم

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 12:44  توسط کیمیا  |